گزارش دفاع

به قول مریم، استرس امتحان/دفاع پروپوزال رفت اما من نیامدم اینجا تا الان!

دفاع که خوب بود خدا را شکر و به عبارت بهتر بی نظیربود. راستش فکرش را نمیکردم انقدر خوب تمام بشود. اینها را میگذارم، یادگار این روزها:

1-     با مهدی وارد دانشگاه شدیم و کمی چرخیدیم، همه چیز را مرتب کردیم و داشتیم توی طبقه ها میگشتیم که دیدیم ع. آمده! کی؟ همان کسی که دو روز قبلش، سر پاورپوینت اول و دوم به من گیر داد و ما بقی را ندید عملا! خواست پیشش باشیم، اما احساس کردم این دم آخری، توی خودم باشم بهتر است!

2-     وسطهای دفاع قیافه استادها را نگاه کردم، خمیازه کشان و افتان و خیزان!. پوینتر هم که خراب بود و بگیر/نگیر داشت. دیدم این شکلی نمیشود آستین هام را بالا زدم و وارد میدان شدم: خواب از سر همه شان پرید !

3-     دکترن. که رئیس جلسه هم بود و کمتر از 1 ماه پیش، حالم را به درون قوطی حواله داده بود، حالا بابت ارائه خوب و زمان بندی به موقع از من تشکر کرد!

4-     دکتر ع. مثل چی از من دفاع کرد! ایرادهای متن پروپوزال را گفت تقصیر خودش بوده و توضیح اضافه ای را در تکمیل ارائه من ارائه کرد! عالی بود!

5-     ف. هم لطف کرد و آمد. هر چند، گفته بودم خودش را به زحمت نیندازد. نمیدانم چرا دیگر عاشقش نیستم! حرف دیگران عجیب روی من تاثیر میگذارد. اینبار هم حرف م ه د ی!

6-     توی ان روزهای خلوت دانشکده، شد که به همه شیرینی بدهم و همه را در شادی م شریک کنم

7-     همسری بسسسسسسسسسسیار وفادارانه از من تعریف کرد. پذیرایی مراسم را هم خودش انجام داد، چیزی که آرزوی من بود. روز قبلش هم، کامنت های خوبی داد. خلاصه، خیلی خوب حمایت کرد. عااااااااالی

/ 2 نظر / 3 بازدید
میم

عه ؟!! دفاع کردی؟ دفاع پروپوزال یا دفاع رساله ؟ ؟ الان شاخهایم دارد میزند بیرون . نگو کخ دفاع رساله بوده که بابت از دست دادنش و بیخبر ماندن از آن خودم و خودت را میکشم یکهویی!! زود مرا از ذلشوره در بیار.

afarin

lمن این رو اصلا ندیدم . چه روز خوبی بوده . خدا رو شکر . چه خوبه که به پاس شکرگذاری هم که شده روزهای خوبمون رو با تمام جذابیتهاشون یه جا ثبت کنیم که بعدا هم حسابی با یادآوری شون کیف کنیم. از بر و بچه های خودمون چی ؟ کسی تو جلسه نبود؟ جای من خالی که حسابی با شادیت شادی کنم