سی و پنج:دعای باران؟!

میترسم شیراز آنقدر باران نیاید که برای خودمان ترانه ای این چنینی بخوانیم:

تو که بارونو ندیدی
گل ابرا رو نچیدی
گله از خیسی جاده های غربت میکنی!

*عنوان را از این عبارت وام گرفتم: از میان آنان که به برای دعای باران به تپه ها میروند، تنها کسانی که با خود چتر برده اند به کار شان ایمان دارند (چخوف)

/ 9 نظر / 3 بازدید
زهرا

تازه كجاي كاري كه دعاي گيسوبران باران هم هست. فعلاً "بوسه ي باد خزوني" رو بخون تا ببيني چي ميشه. دلتو بسوزونم. اينجا از صبح داره برف مياد.

مريم گلي

من يكي ترجيح ميدم آهنگ بارون بارونه همه جا تر ميشه... رو بخونم. يه جور خوبي آدم رو شعف ناك مي كنه. ولي خب اگه همچي دلت غم و غصه بيشتري مي خواد همون شعر قميشي مناسب تره. مي بيني؟ اصل مطلب رو يادم رفت. حرف، حرف بارونه. من هم از راه دور دعا مي كنم كه شيراز هم بي نصيب نمونه. حالا بارون بياد، ما سر شعرش با هم به تفاهم مي رسيم. راستي ديدي آزاده هم اومد؟ اين آبجی ما رو هم ببخشيد. خيلی وقيح شده.

sanaz

salam, ketabesho ham daram , ham khundam, filmesham didam, chetor? ghasahng bud:)

زهرا

فکرکنم منظور مريم همون بارون بارونه زمينا تر ميشه بوده.

ساناز

آره قشنگه. من تو سينما ديدم . فيلمشو از ايران خبر ندارم می تونی پيدا کتی يا نه اما اگه بخوای من از اينجا می تونم برات بگيرم. اما به زبان فرانسه اس

محسن

سلام. خيلی وقته که می‌خوام اقلا يه کامنتی بذارم که بابا ما هستيما اما نميشه. راستش توی يه ماراتون عجيبی هستم و فکر کنم ديگه اين روزا آخرش باشه و به پايانش برسم. دلم آرزوهای قشنگ قشنگ می‌خواد. می‌خوامم بنويسم تو بلاگ ولی منتظر پايان اين ماراتون هستم. اميدوارم که خيلی زود به پايان برسم و بعدش بنويسم ماجرا رو. / چه همه اينجا «خودمونی!» شده و خانوادگی.

آزاده

شايد بايد بذاريدش در مقابل عمل انجام شده و هر روز با چتر و بارونی بريد بيرون تا خجالت بکشه

زهرا

چی شد؟ هنوز بارون نيومده؟