چه کنم چه کنم!

اینها را دارم حالا مینویسم که دوشنبه ای است در هفته دوم مهرماهی که دارد مثل برق و باد میگذرد. که آخر هفته پیش با مریم و فاطی و اختر گذشت و آخر این هفته با خسوس و خاله زهرا اینها!

حالا دارم مینویسم که باید برای ارائه کارهام به عباسی عجله کنم و کم نیاورم.

حالا که دلار و یورو دارند بد جوری از نردبان تورم بالا میروند و معلوم نیست آخر و عاقبتمان به کجا خواهد کشید

حالا که –به کمک خسوس- میدانم وقت تلف کردن چیست و زندگی کردن چی و من تا حالا کدام را انجام داده ام!

حالا که –باز به برکت وجود خسوس- میدانم چی دوست دارم و چی دوست ندارم و تقریبا هیچ کدام از کارهایی که این روزها انجام میدهم جزو علایقم نیستند و حتی روزهای بیکاری هم به علایقم نمیرسم –آنطور که باید و شاید- و این یعنی که نه فقط اسیر بایدهای زندگیم، که اسیر عادتها هم! بایدها و عادتهای مسخره ای که خودم برای خودم تعریف کرده ام، بدون آنکه لذتی ببرم از انجام دادنشان. خدایی جان، میشود کمک کنی بیشتر خودم را پیدا کنم؟! حواسم را جمع تر میکنی خداییم ؟!

با تشکر

/ 3 نظر / 3 بازدید
اشکان

سلام.از وبلاگتون دیدن کردم.دوست دارم باهاتون تبادل لینک کنم.شما هم اگه مایل به این کار هستید به وب من مراجعه کنید و از قسمت تبادل لینک وبم اقدام به این کار کنید.ممنون.

زهرا.م

عرفانه خیلی شرمنده کردی با کامنتت... ممنون که حواست هست و میخوانی و نگرانی و باقی چیزها :)

آفرین

این خسوس چیه ؟ با تعالیم اوشو ربط داره؟