بيست و هشت:پاييز جان تولدت مبارک

1.خدا را شکر که یادداشت قبلی م نیامد. خداجان دستت درد نکند که این همه دوستم داری. دوباره زود قضاوت کرده بودم. همه چیز رو به راه است. شکرت

2. پی به استداد به القوه ی خودم - که دارد بالفعل می شود- در زمینه ی یاد گیری لهجه ها بردم. با لیلا که حرف میزنم آهنگ همدانی ها را میگیرم. باخدیجه ( چه میدانم کیست، یکی هست توی خوابگاه دیگر) اصفهانی حرف میزنم،تمیییز. با شیرازی ها هم لهجه ی شیرازی میگیرم تازه. بقیه ی نقاط ایران بمانند وقتی کسی جلوم لهجه دار حرف زد. گمان میکنم یاد بگیرم.

3. زبان کردی خیلی سخت است. یعنی که من همانجوری که توی زبان انگلیسی و فرانسه و ترکی استعداد نداشتم، توی کردی هم ندارم. این بچه های فلت ما هر وقت میخواهند حالی بدهند به خودشان آهنگ کردی میگذارند!! من هیچی نمیفهمم!!  یک کلمه یاد گرفتم ولی: گٌوج. یعنی گیج. آخر هی به خودشان میگویند خیلی گوجی!

4.سحرها بیدار نمیشوند بچه های ما. از توی فلتمان فقط من بیدار می شوم. فلت رو به رویی، سعیده و مریم را میگویم، بیدار میشوند اما توی خودشانند بیشتر. لیلا هم که یک فیزیکی رویت شده توی خوابگاه است،  پایه نیست.  میمانیم خودم و خرسی. سحرها بیدار میشویم، خرسی مینشیند روی میز، من میروم چای میگذارم، شیر میریزم، و نان و پنیر می آورم، می آیم پیشش. خرسی نگاهم میکند، من میخورم.

دیروز یادم رفت خرسی را بردارم از روی میز ( خوابم می آمد.) شهین صبحی گفت: خرسی با تو غذا هم میخورد؟!!

5. من همیشه به روز دوم فصل میرسم. یعنی که جورش جور نمیشود روز تولد فصل بیایم بگویم مثلا «پاییز جان تولدت مبارک. »خوب باشی امسال هم. خوبتر از همیشه

/ 7 نظر / 3 بازدید
زهرا

واقعاْ نميدونم چطوری تشکر کنم. ممنونم خيليييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييی. سحری خوردن تنهايی هم عالمی داره. خودتی و خدات. هم خوبه هم بد. اما واسه تو خوبيشو آرزو ميکنم. نزديکتر شدن با خدا بدون هيچ کس ديگه ای. فقط خودش و خودت.

زهرا

ميبينم که لينک منم گذاشتی بازم ممنون.

ساناز

آخ جون چه خوبه که تشويقم ميکنی. مرسيييييی نگفتی چه گرايشی هستی؟ چه درسايی داری برام ميل بده. نماز روزه هات قبول باشه فرشته

گلناز کوچيکه

سلام خاله. ميدونی اولش فک کردم شايد خرسی مهدی اومده باشه پيش شما ولی خب بعدن فهميدم حتما يه خرسی ديگه‌اس. آخه خرسی مهدی هم هميشه پيششه. بعدنی هم من خيلی دلم می‌خواد با تو حرف بزنم خيلی زياد. بابايی هم همش ميگه هر وخ جور بشه ميريمَ خب آخه پس من کی بيام پيش شما؟

مريم گلی

سلام میلتو چک کن.

مريم گلی

سلام بازم ميلتو چک کن.

آزاده

فکر می‌کنی شنيد ؟ فکر کنم شنيد آخه يه آه بلندی کشيد اون‌قدر بلند که برگای درخت گلابی حياطمون ريخت