این نوشته را یک جایی خواندم، درست توی همین روزها که دستم گیج شد بس که جای موس کامپیوترها را عوض کرد یا موس کامپیوتر کناری را برداشت! خوبست.به دل آدمها مینشیند. لااقل آدمها از نوع ٣ درصدی شان!
این که آدم جزء 3% مردم جهان باشه خیلی کیف داره . حس خوبی هم داره . حسی که 97٪ بقیه آدمها نمیتونن اون رو درک کنن !
یکی از آرزوهای ما چپ دستها اینه که یه روز محصولات مخصوص چپ دست ها بسازیم تا به شما 97٪ بگیم که ما چی میکشیم از دست این چاقوهاتون ، این قیچی ها تون ، این دنده ی ماشین ، این دستگیره ی در و پنجره ، این چپ کلیک مسخره تون ، این شماره های کمکی کیبرد که به خودتون حال دادین و گذاشتین زیر دست راستتون ، اون صندلی های تکی تون که باعث می شد ما کتف مون کج بشه ، اون شماره گیرهای قدیمیه تلفن که باید انگشت رو میکردی توش و می چرخوندی ، این کنسرو باز کن هاتون ، این ساعت های مچی که نمیشه با دست چپ کوکش کرد ، اون قلم درشت من دراوردی تون که کلی هم برای خودتون انحناهای خاص خطاطی مخصوص راست دست ها ساختین توش ، اون انبر جوشکاری تون ، اون دکمه ی مسخره دوربین عکاسی که گذاشتینش سمت راست که ما دستمون بلرزه موقع عکس گرفتن ، اون جیب پیراهن مردونتون ، اون در یخچالتون ، اون سازهای موسیقی تون ، اون خط کشتون که شماره هاش میره زیر دست آدم و ... !
اما چیزهایی هست که یک راست دست هرگز نمی فهمد. آن هم حس خوشایندی ست که یک چپ دست دارد ... !